الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )
846
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )
و مالك آن را نداند ( 7 ) زمينى كه كافر ذمى از مسلمانى بخرد . و حلبى ميراث وهبه و هديه و صدقه را به آنها افزوده است ، و شيخ عسل كوهى و گندم كوهى رابه آن افزوده ، و علّامه و محقق صمغ و مانند آن را بدان افزودند ، و مستحق خمس همانهايند كه ذكر شد ، آن را شش قسمت كنند ، سهم خدا و سهم رسول و سهم ذى القربى از آن امام است آن را هر جا خواهد صرف كند ، و در حال عدم وجود پيغمبر از آن امام جانشين او است و نصف ديگرش از آن سه دسته نامبرده از بنى هاشم است طبق روايات اهل بيت ( ع ) و از امير المؤمنين هم روايت شده است كه مقصود يتيمان ما و مستمندان ما و ابن السبيل ما است ، خمس احكامى دارد كه از كتب فقه دانسته شود . آنچه در اينجا سزا است كه بيان شود مضمون آيه است كه دلالت دارد بر وجوب خمس در غنيمت جنگ از هر چه كه بر آن چيزى گفته شود ، منقول باشد يا غير منقول ، در كشّاف گفته است : تا برسد به سوزن و نخ ، زيرا متبادر از لفظ غنيمت در اينجا همين است و دو تأييد هم دارد اول تفسير مفسرين و دوم اينكه آيهء پيش و پس آن در بارهء جنگ است چون تعبير به يوم الفرقان دارد كه مقصود روز امتياز حق است از باطل به وسيلهء غلبهء مسلمانان بر مشركان در روز بدر ، و چون به « يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ » يعنى روز برخورد دو دستهء مسلمان و مشرك به يك ديگر در سر چاههاى بدر ، و دلالت آيه بر وجوب خمس از چند وجه است : 1 - تأكيدى كه از اعلموا يعنى بدانيد فهميده شود ، زيرا منظور تنها دانستن نيست بلكه دانستن براى به كار بستن است زيرا تنها دانستن سودى ندارد بلكه و بال فزايد ، و معلوم است كه در اين امور منظور صرف دانستن نيست . 2 - تقييد حكم به ايمان كه فرمايد : « إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ » و بدان چه از پيروزى در روز بدر نازل شد كه فرمود : « وَ ما أَنْزَلْنا عَلى عَبْدِنا يَوْمَ الْفُرْقانِ »